سهم کودکان از فروش بلیط های سینما فقط 17 درصد |کودک هست، فیلم نیست

سهم حدود ۱۷ درصدی آثار کودک و نوجوان از فروش در نمودار سایت سمفا(سامانه اماری فروش بلیت سینما در کشور)، در کنار کمبود تولید، ضعف فیلمنامه و مشکلات اکران، یک سؤال جدی را پیش روی سینمای ایران گذاشته است؛ چرا برای یکی از مهمترین گروههای مخاطب، فیلمهای متنوع و مستمر تولید نمیشود؟
قاب فردا به نقل از همشهری آنلاین_فاطمه عسگری نیا:کودک و نوجوان ایرانی، مخاطب کوچکی نیست؛ اما در سبد تولید سینمای ایران، سهم چندان بزرگی ندارد. نگاهی به وضعیت تولیدات سالهای اخیر نشان میدهد مشکل سینمای کودک فقط تعداد فیلمها نیست؛ کیفیت، تنوع، فیلمنامه، شناخت مخاطب و حتی امکان دیدهشدن آثار تولیدشده، همگی در این معادله نقش دارند. در نمودار فروش مورد بررسی نیز سهم آثار کودک و نوجوان حدود ۱۷ درصد است؛ عددی که البته باید آن را سهم فروش این گونه سینمایی در نمودار دانست، نه سهم جمعیت کودک و نوجوان از مخاطبان سینما.
تولیدی که آب رفت
حامد جعفری، مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی، مهرماه سال گذشته درباره وضعیت سینمای کودک و نوجوان صریحتر از همیشه صحبت کرد. او گفت شرایط فعلی این سینما مطلوب نیست. به گفته جعفری، در جشنواره سیوهفتم فیلم کودک و نوجوان حدود ۲۵ اثر بلند به دبیرخانه رسیده بود که در نهایت ۸ فیلم انتخاب شدند؛ اتفاقی که از نگاه او نشان میدهد هم در تعداد تولیدات و هم در کیفیت آثار، مسئله جدی وجود دارد. اما همین صحبت یک نکته مهم دیگر هم دارد؛ مشکل فقط کمبود فیلم نیست. جعفری تأکید کرده بود بخشی از آثاری که تولید میشوند، در جذب مخاطب موفق نیستند. یعنی حتی اگر تعداد فیلمها افزایش پیدا کند، بدون توجه به کیفیت و جذابیت برای مخاطب امروز، نمیتوان انتظار داشت سالنهای سینما دوباره پر از کودکان و نوجوانان شود.
نوجوان، منتظر نمیماند
نوجوان امروز فقط با سینما مقایسه نمیکند؛ او به شبکههای اجتماعی، بازیهای رایانهای، پلتفرمها و تولیدات جهانی دسترسی دارد. بنابراین سینمای داخلی برای جذب او باید بتواند قصهای متناسب با جهان ذهنی این نسل ارائه کند. کارشناسن سینمای حوزه کودک پیشتر هشدار داده بودند اگر سینمای ایران برای کودکان و نوجوانان تولید نکند، آنها به سمت فیلمهای جهانی میروند و ممکن است دیگر به سینمای داخلی بازنگردند. از نگاه این کارشناسان، برای این گروه سنی باید هم در تولید و هم در عرضه برنامه داشت. این موضوع زمانی جدیتر میشود که بدانیم حتی مدیران سینمایی نیز از فاصله میان آثار تولیدشده و نیاز واقعی این گروه سنی صحبت کردهاند.
فیلم هست، تماشاگر کجاست؟
حتی یک فیلم خوب هم اگر دیده نشود، نمیتواند مخاطب بسازد. سینمای کودک و نوجوان سالها با مسئله اکران و تبلیغات روبهرو بوده است. خانوادهها باید بدانند چه فیلمی مناسب فرزندشان است و امکان دسترسی به آن را هم داشته باشند.
تجربه اکران باغ کیانوش نشان داد هرگاه فیلمی بتواند با مخاطب ارتباط برقرار کند، امکان جذب تماشاگر وجود دارد. این فیلم علاوه بر اکران سینمایی، در قالب اکرانهای سیار نیز به مناطق فاقد سینما رسید و در مجموع صدها هزار مخاطب پیدا کرد. چنین تجربهای نشان میدهد مشکل را نمیتوان فقط به بیعلاقگی کودکان به سینمانسبت داد. از سوی دیگر، مدیرعامل فارابی نیز تأکید کرده است که موفقیت سینمای کودک فقط به مرحله تولید محدود نمیشود و عرضه و ایجاد فرصت برای دیدهشدن آثار اهمیت زیادی دارد. او پیشنهاد کرده برای این حوزه مشوقهایی برای سرمایهگذاران و سازوکارهایی برای تقویت عرضه در نظر گرفته شود.
کودک امروز، تماشاگر فردا
شاید مهمترین مسئله همین باشد؛ سینمای کودک را نباید صرفاً یک ژانر کمفروش در کنار دیگر ژانرهای سینمایی دید. کودکی که امروز با یک فیلم خوب خاطره میسازد، میتواند فردا مخاطب جدی سینما باشد. آمار امسال جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان نیز نشان میدهد همچنان ظرفیت تولید و علاقه برای حضور در این حوزه وجود دارد. در نهایت، مسئله سینمای کودک و نوجوان را شاید بتوان در یک جمله خلاصه کرد: مخاطب وجود دارد، اما انتخابهای کافی و متنوع برای او وجود ندارد.


