کنسرت مشترک بیژن مرتضوی و محسن نامجو در ایران برگزار میشود

مدیرکل دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تأکید کرد: ورود هنرمندان به کشور همواره توسط جمهوری اسلامی ممنوع نشده است. مسئولان کشور نیز همواره اعلام کردهاند که افرادی فاقد پرونده قضایی، حق بازگشت به وطن را دارند.
به گزارش قاب فردا به نقل از همشهری آنلاین، سیدعباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در تاریخ ۳۱ فروردین ماه ۱۴۰۴، بابک رضایی را با حکمی به سمت مدیرکل دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منصوب نمود. در این حکم، تأکید ویژهای بر مواردی چون توجه به سند ملی موسیقی و اجراییسازی سیاستهای آن، حفظ و ارتقای جایگاه استادان موسیقی ایران، تقویت و گسترش موسیقی نواحی، اعزام گروههای موسیقی فاخر ایرانی به کشورهای مختلف، تقویت دیپلماسی فرهنگی و هنری، تقویت شوراهای شعر و موسیقی، توجه به محتوای ارائه شده توسط هنرمندان، صیانت از مجوزهای صادر شده و برنامهریزی برای تقویت مصرف فرهنگی موسیقی اصیل ایرانی بهویژه در میان کودکان و نوجوانان صورت گرفت.
رضایی که دارای مدرک کارشناسی ارشد مدیریت فرهنگی است، سوابق مدیریتی و اجرایی متعددی دارد. از جمله این سوابق میتوان به مدیرعاملی انجمن موسیقی ایران، طراحی و برگزاری نخستین نمایشگاه موسیقی و آثار شنیداری تهران و سلسله برنامههای شبهای موسیقی ایران، مدیریت اجرایی جشنوارههای مختلف از جمله جشنواره موسیقی فجر و جشنواره «ذکر و ذاکرین»، مدیریت اجرایی و هنری ارکستر سمفونیک تهران و همچنین تأسیس و مدیریت مسئولیت پایگاه اطلاعرسانی موسیقی ایران اشاره کرد.
حوزه موسیقی در یک سال اخیر، با توجه به جنگهای تحمیلی دوم و سوم، با چالشها و مشکلات متعددی روبرو بوده است. از جمله این مشکلات میتوان به برگزار نشدن کنسرتهای موسیقی به دلیل شرایط نامساعد در کشور، مشکلات معیشتی هنرمندان، افزایش قیمت بلیط کنسرتها، کمبود سالنهای مناسب برای برگزاری کنسرت، مشکلات قضایی برخی از هنرمندان موسیقی پاپ و بازنگری در سند ملی موسیقی اشاره کرد. مدیرکل دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در خبرگزاری ایرna حضور یافت و در گفتوگویی با پرداختن به مسائل و مشکلات حوزه موسیقی و هنرمندان این حوزه، به سوالات خبرنگار ایرna پاسخ داد.
رضایی در بخش اول این گفتوگو در مورد فعالیتهای دفتر موسیقی و هنرمندان این حوزه طی جنگهای تحمیلی دوم و سوم، از سرگیری کنسرتهای موسیقی پس از این جنگها، مشکلات پیش روی هنرمندان، قیمت بلیط کنسرتها، نبود ابلاغیه قانونی برای نقش دولت در قیمتگذاری کنسرتها و ضرورت تشکیل صنف تهیهکنندگان موسیقی برای تعدیل این قیمتها توضیحاتی ارائه کرد.
مدیرکل دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در بخش دوم این گفتوگو در مورد جبران کمبود سالنهای کنسرت، ضرورت ساماندهی حوزه کلام و شعر، اعطای مجوز به تهیهکنندگان و مؤسسات فرهنگی، مشکلات قضایی برخی از هنرمندان موسیقی پاپ، حمایت از هنرمندان موسیقی نواحی و سنتی و معرفی این سبکهای موسیقی در رویدادهای بینالمللی سخن گفت.
همچنین رضایی در بخش سوم و پایانی این گفتوگو در مورد تصویب سند ملی موسیقی، بازنگری در این سند، برگزار نشدن کنسرتهای علیرضا قربانی در شاندیز و گروه «لیان» در اهواز، نبود درخواست از سوی محسن نامجو و بیژن مرتضوی برای برگزاری کنسرت، لغو کنسرت خیابانی همایون شجریان در میدان آزادی، حمایت از برگزاری کنسرتهای خیابانی و جشنوارههای پیش روی دفتر موسیقی سخن گفت که در ادامه میآید.

ماجرای «سند ملی موسیقی» به کجا رسید؟ چون این سند در دولت سیزدهم به تصویب رسید اما سپس وارد فرایند بازنگری شد و مشخص نشد نتیجه این بازنگری دقیقاً به کجا انجامید. مساله دیگر این است که بعد از تصویب سند موسیقی متأسفانه همچنان شاهد لغو کنسرتها هستیم. آیا زمینهای فراهم خواهد شد که دیگر شاهد لغو کنسرتها نباشیم؟ برخوردهای سلیقهای بهویژه در استانها با وجود اینکه مجوزها از تهران صادر میشود همچنان دیده میشود؛ مانند اتفاقاتی که برای کنسرت آقای قربانی افتاد یا لغو کنسرت گروه «لیان» در خوزستان در این خصوص چه تدبیری اندیشیده شده است؟
درباره سند موسیقی، باید بگویم که تصویب این سند اتفاق بزرگی و مطلوبی بود. جا دارد از شهید رئیسی یاد کنم؛ اینکه این سند در دوره ایشان و به دست ایشان در شورای عالی انقلاب فرهنگی به تصویب رسید، کار بسیار بزرگی بود. اینکه این سند در دوره رئیس جمهوری و شهید بزرگی ابلاغ شد که خود ایشان جزو فقها و عضو مجلس خبرگان رهبری بود، به نظرم باید جامعه دینی ما را هم اقناع کند که این سند، پایهها و بنیانهای محکمی دارد و از این منظر کاملا مورد توجه و دقت قرار گرفته است.
جامعه موسیقی ایراداتی را نسبت به آن سند بیان میکرد؛ از این باب که مطالب آن بسیار فقهی بیان شده بود و فهم متن و موضوع برای هنرمندان، جامعه فرهنگی و جامعه مدیریتی کمی سخت بود. جملات سنگینی در آن استفاده شده بود و ایرادات ساختاری هم به بخشهایی از آن وارد بود.
سال گذشته با وجود همه مشکلاتی که در کشور وجود داشت، حدود ۶ جلسه متوالی در «شورای هنر» (که یکی از شوراهای اقماری شورای عالی انقلاب فرهنگی است)، مستقر در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار شد و این سند مورد بازنگری قرار گرفت. متن کمی خلاصهتر و سادهتر شد و تغییراتی هم به منظور کاربردیتر و کارآمدتر شدن آن اعمال شد و به لطف خدا این کار به پایان رسید.
روال این اسناد اینگونه است و در خود سند هم قید شده است که هر پنج سال یک بار باید مورد بازنگری قرار بگیرند اما روال قانونیاش این است که پس از بازنگری، دوباره باید به صحن شورا برود و تأیید شود. اکنون منتظریم که این سند دوباره در صحن شورا تأیید شود؛ چون تغییراتی بهخصوص در اصل «شورای اجرایی» یا همان «کمیته اجرایی سند» به وجود آمده است. امیدواریم که این سند دوباره در صحن شورا تأیید شود، مجدداً به ما ارسال و ابلاغ شود تا بتوانیم آن را اجرایی کنیم.
اگر این اتفاق بیفتد، فکر میکنم آن شاکلههای کلی و اصولی که بسیار مفید است و میتواند کمککننده باشد، در دسترس ما قرار میگیرد. کمیته اجرایی سند را راهاندازی خواهیم کرد و به واسطه قواعدی که در سند طراحی شده است، کار را پیش میبریم؛ چرا که اجرای سند به آن کمیته یا شورای اجرایی محول شده است. منتظریم سند موسیقی تصویب و آن شورا تشکیل شود و بحثهای اجرایی را مصوب، ابلاغ، نظارت و پیگیری کند تا بهطور کامل تحقق پیدا کند.
چه زمانی؟ مشخص نیست؟
با توجه به شرایطی که اکنون کشور در آن قرار دارد، تشکیل این شوراها و جلسات با فاصله و دیر به دیر انجام میشود، پیش از جنگ تحمیلی سوم جلسهای برای بررسی سند ملی موسیقی تشکیل شد و وقتی جنگ اتفاق افتاد و رهبر معظم انقلاب و برخی از مدیران ارشد کشورمان مورد ترور قرار گرفتند و به شهادت رسیدند، برگزاری این جلسات کمی سختتر شد. با این وجود، همچنان با وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی موضوع را پیگیری میکنیم و امیدوارم در اولین فرصت، در جلسهای ویژه در شورای عالی انقلاب فرهنگی، این مساله مطرح و مصوب شود.
در رابطه با کنسرتها و لغو آنها، در این یک سال و نیم گذشته، هیچ کنسرت لغو شدهای نداشتهایم. متأسفانه جریان نامحترمی بعضا فضاهای خلاف واقع رسانهای را ایجاد میکند، درباره کنسرت آقای علیرضا قربانی در شاندیز، مجموعه تهیهکننده و دستاندرکارانی که پیگیر آن برنامه بودند، با مسئولان شهرستان شاندیز صحبت کردند؛ هماهنگیهایی آنجا انجام شد و متعاقبا باید در سطح استان هم مسئله حل و پیگیری میشد.
کار در استان به مشکلاتی برخورد کرد اما درخواست رد نشد و مسئولان گفتند این برنامه در زمان و ساعت دیگری برگزار میشود، هیچ مجوزی هم برای آن تاریخ صادر نشده بود که بگوییم لغو مجوز شد؛ یعنی یک مجموعه، درخواستی را پیگیری کرده بود و در رتبهها و ارکان مختلف دیوانی کشور بررسی شد و رأیی هم دربارهاش دادند؛ گفتند که این برنامه خوب است و اجرا شود اما در زمان و ساعت دیگری.
بنابراین، همچنان منتظر آن زمان و ساعت مقتضی هستیم. پس مجوزی صادر نشده بود که لغو شود؛ برنامهای هم قرار نبود اجرا شود و کنسل شود بلکه درخواستی وجود داشت که به آن نتیجه زمانی مورد نظر نرسید و امیدواریم در تلاشها و پیگیریهای بعدی به نتیجه برسیم.
در رابطه با کنسرت آقای محسن شریفیان و گروه «لیان» در اهواز هم که جوسازی رسانهای شد و سخنانی مانند اینکه «اهواز کشور و ایالت جداست» مطرح شد که به نظرم واژههای بیشتر تفرقهافکنانهای است باید بگویم آقای شریفیان و گروه «لیان» بارها در اهواز اجرای برنامه داشتند.
اداره کل ارشاد استان خوزستان ملاحظاتی برای این اجرا داشت؛ مدتی پیش با تهیهکننده آقای شریفیان صحبت میکردم، او به این موضوع اذعان داشت و تأیید کرد که اجرای گروه «لیان» شادترین اجرای موسیقی ما در کشور است، این اتفاق بسیار خوب و زیباست اما به هر حال در جایگاهها و شرایط خاص، آن هم در شرایط فعلی کشور، ممکن است ملاحظاتی برای انجام و اجرای این برنامه وجود داشته باشد.
بنابراین کنسرت گروه «لیان» در اهواز به دلایل همین ملاحظات با مشکل مواجه شد که یکی از آن ملاحظات، حضور نوازنده زن در این گروه بود. تهیهکننده گروه برای کنسرت درخواست مجوز داشت، با توجه به مذاکرهای که با اداره کل خوزستان انجام داد؛ پذیرفت که نوازنده زن در صحنه حضور پیدا نکند. اکنون مسالهام آن نیست؛ مساله من این است که بعد از این توافق، آقای شریفیان این موضوع را نپذیرفت و کنسرت را اجرا نکرد.
پس باز هم مجوز لغو نشد، موضوع مثل این است که به ما بلیت هواپیما دادهاند، میگوییم این آقا هم همراه ماست و باید با ما سوار شود؛ میگویند امکان سوار شدن او نیست و بلیت ندارد؛ میگوییم اگر او نمیآید، ما هم سوار نمیشویم، پرواز لغو نشده، ما خودمان سوار نشدهایم. کنسرت هم به دلیل لغو مجوز برگزار نشد؛ اتفاقا اینگونه نبود که آنها مجوز را صادر کنند و در زمان اجرا بگویند که این خانم نمیتواند روی صحنه برود یا این بخش نمیتواند اجرا شود.
پیش از آن مذاکرات و توافقهایی انجام شده بود و تهیهکننده پذیرفته بود و تخلف را آن تهیهکننده مرتکب شد. کار خلاف از سوی تهیهکننده بود؛ او نباید میپذیرفت. وقتی به تهیهکننده میگویند این نوازنده نباید روی صحنه برود، او گفته است که کنسرت را اجرا نمیکند.
کما اینکه من به مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی در خوزستان هم گفتم که اگر شما ملاحظهای دارید، اصلا میتوانستید مجوز ندهید، شما اجازه نداشتید تعهد بگیرید که نوازنده زن روی صحنه نیاید؛ این بخش غلط ماجرا بود. نبودن نوازنده زن روی صحنه به هیچ عنوان قاعده و قانون نیست و توسط وزارت فرهنگ و دفتر موسیقی هم پذیرفتنی نیست. هماناندازه که آقایان حق حضور روی صحنه را دارند، خانمها نیز به عنوان نوازنده این حق را دارند، رعایت پوشش و مسائل اینچنینی، بحثهای ثانویه است و هیچ منعی برای این موضوع وجود ندارد اما اگر در شهر و استانی از کشور و در یک مقطع یا محیط خاص نخواهند این اتفاق بیفتد، اصلا نباید مجوز صادر شود.
پس با این وجود، برخوردها کاملا سلیقهای است؛ یعنی وزارتخانه در تهران موافقت میکند اما وقتی گروهها به شهرستانها میروند با مشکل مواجه میشوند؟
به هر حال ما در کشوری زندگی میکنیم که اصول اعتقادی خاصی برای مردم وجود دارد. متأسفانه هر کدام از ما چون خودمان را مرکز زمین میدانیم، احساس میکنیم همه جهان از ما شروع میشود و به ما ختم میشود؛ در صورتی که اینطور نیست. ممکن است نگاه من بسیط و دیدگاهم نسبت به بسیاری از مسائل اجتماعی و فرهنگی باز باشد اما در گوشه دیگری از کشور یا جهان، جور دیگری به موضوع نگاه کنند.
این فضایی هم که بعضی از این رسانههای معلومالحال ایجاد کردهاند، اصلا مسئلهای نبوده است. از دیرباز، برگزاری کنسرت و صدور مجوز اجرای موسیقی منوط به تأیید و موافقت محل برگزاری بوده است. هیچگاه اینگونه نبوده است. دفتر موسیقی مجوز کنسرتهای بیش از یکهزار و ۲۰۰ نفر را صادر میکند اما صدور این مجوز منوط به تایید و موافقت استان است؛ یعنی ابتدا باید ادارهکل استان تأیید کند و بعد وزارت ارشاد موافقت نهایی را اعلام کند یعنی من بدون تایید مدیرکل استان، آن مجوز را صادر نمیکنم. در تهران موضوع متفاوت است، چون دفتر موسیقی وزارت ارشاد در تهران مستقر است و در جریان امور هست.
در حوزههای دیگر مثل تئاتر یا سینما اطلاعی ندارم، شاید فیلمی نخواهد اکران شود و انقدر فضا و جنجال ایجاد نکند یا هنرمندان تئاتر ممکن است علاقهای برای اجرا نداشته باشند یا مخاطب و فضای لازم را برای اجرا در یک شهرستان کوچک نداشته باشند اما موسیقی این امکان را دارد. با این وجود، اجرای موسیقی منوط به تأیید محل برگزاری است.
اینکه کسی بپرسد مگر مملکت چطور اداره میشود؟ یک رای و….. از ابتدا هم اینطور بوده است. در این ۴۷ سال، برگزاری برنامههای موسیقی با تایید دستگاه مربوطه در منطقه و محل بوده است؛ یعنی ادارهکل ارشاد استان خراسان رضوی ابتدا باید تایید کند که مثلاً کنسرت آقای علیرضا قربانی با ۶ هزار نفر جمعیت در شهرستان شاندیز برگزار شود سپس به من درخواست بدهد، تا اداره کل ارشاد تایید نکند، مجوزی صادر نمیکنم؛ مجوز نهایی را دفتر موسیقی صادر میکند.
همچنین برنامه آقای شریفیان چون در سالنی با ظرفیت کمتر از یکهزار و ۲۰۰ نفر بوده، اداره کل ارشاد استان خوزستان مجوزش را صادر کرده است، چون مجوز کنسرتهای زیر یکهزار نفر را استانها صادر میکنند و آنها هم ملاحظات خود را مد نظر قرار میدهند. اگر کنسرتی بیش از یکهزار و ۲۰۰ نفر هم بخواهد برگزار شود، حتما من از استان استعلام میکنم، نظر و موافقت آنها را دریافت میکنم و بر اساس آن، مجوز را صادر میکنم.
نامجو و مرتضوی درخواستی برای اجرا نداشتند
مصطفی راغب هم در نیشابور مجوز کنسرت دریافت کرده بود، آیا فارغ از شهر مشهد که به دلیل تقدس مذهبی حساسیتهایی برای برگزاری کنسرت در آن وجود دارد، امکان برگزاری کنسرت در سایر شهرهای استان خراسان رضوی فراهم است؟
بله، سالهاست که هنرمندان در نیشابور کنسرت برگزار میکنند و کنسرتهای مشهد اکثرا در این شهر برگزار میشود؛ به جز آقای راغب، هنرمندان دیگری هم به این شهر رفته و اجرای برنامه داشتند.
برخی از هنرمندان خارجنشین همچون محسن نامجو و بیژن مرتضوی در ماههای اخیر به کشور بازگشتند، آیا آنها درخواستی برای برگزاری کنسرت داشتند؟ برنامهای برای صدور مجوز به این هنرمندان دارید؟ آنها در فضای مجازی، سخنانی را درباره برگزاری کنسرت مطرح کردند و مشخص نیست که آیا قرار است این کنسرتها در ایران باشد یا در آمریکا؟
تردد هنرمندان به داخل کشور، موضوعی است که جمهوری اسلامی از ابتدا هیچگاه مانع آن نبوده است. همیشه هم مسئولان کشور در تمام ادوار مطرح کردهاند که کسانی که پرونده قضایی ندارند، مشکل معاندت با نظام جمهوری اسلامی نداشتند و علیه کشور فعالیتی نکردهاند، بهعنوان یک شهروند ایرانی که همگی شناسنامه و گذرنامه ایرانی دارند، با افتخار میتوانند به وطن بیایند و برگردند. کما اینکه بارها هم آمدهاند و رفتهاند و شاید بنده و جنابعالی هم مطلع نشده باشیم؛ میآیند، خانوادهشان را میبینند، تجدید خاطره میکنند و بازمیگردند. درست همانطور که یک پزشک یا جراح مقیم خارج به کشور سفر میکند، یک بازیگر یا هنرمند هم ممکن است بیاید.
اما این سفرها دلیلی بر این نیست که آنها در ایران به اجرای برنامه بپردازند و فعالیت و شغل هنریشان هم اینجا ارائه کنند. چنین روندی نبوده و نیست. متأسفانه این جریانی رسانهای است که القا میکند هر هنرمند موسیقی که به ایران میآید حتما باید کنسرت برگزار کند. فردی بیست سال خارج از ایران زندگی کرده، اکنون آمده خانوادهاش را ببیند یا میخواهد در کوچههای تهران قدم بزند و خاطرات نوجوانی و جوانیاش را مرور کند؛ پس این سفر هیچ ارتباطی به برگزاری کنسرت ندارد.
از آن طرف هم فضاسازی میکنند که وقتی از مدیرکل دفتر موسیقی سوال میشود که فلان هنرمند آمده، لابد باید بگوید که بله، ما با آغوش باز از آنها استقبال میکنیم. چرا بنده باید چنین حرفی بزنم؟ اینها باهم مغایر هستند و ارتباطی به همدیگر ندارند؛ چرا من باید این حرف را بزنم و وارد یک بازی بشوم که اصلا وجود خارجی ندارد؟
هنرمندانی که به ایران سفر میکنند، اگر علاقهمند باشند در ایران فعالیت هنری داشته باشند، باید از مسیر و مجرای قانونی و اداری درخواست بدهند تا برنامهشان در روال اداری بررسی شود. اگر موافقت شد، از آنها استقبال هم خواهد شد اما تا این لحظه، ما از طرف هیچکدام از آنها درخواستی دریافت نکردهایم.
این مباحث صرفا صحبتها، جنجالها و شانتاژهای خبری و رسانهای است و نه ما به عنوان دستگاه متولی نقشی در آن داشتهایم و نه، تا آنجا که میدانم، این هنرمندان با چنین نیتی وارد ایران شدهاند. آنچه من دورادور از مصاحبهها و اعلامنظرهای آنها شنیدهام که آن هم فقط در فضای مجازی بوده این است که گفتهاند، آمدهاند خانوادهشان را ببینند و خاطراتشان را زنده کنند.
با توجه به لغو کنسرت خیابانی آقای همایون شجریان در سال گذشته و اعلام آمادگی برخی خوانندگان نظیر آقای مصطفی راغب برای برگزاری اجراهای رایگان و خیابانی، آیا وزارتخانه برنامهای برای صدور مجوز این کنسرتها دارد؟ همچنین با توجه به استقبال مردمی از اجرای ارکستر سمفونیک تهران در شرایط جنگ ۱۲ روزه، آیا زمینهای برای ایجاد و گسترش این کنسرتهای خیابانی فراهم میشود؟
بله، صد درصد؛ حتما اگر متقاضی باشند. البته به نظرم در شرایط فعلی هم همین آقای راغب و خیلی از خوانندگان دیگر در میادین اجرای برنامه داشتند و مردم هم حضور پیدا کردند و بهره بردند اما اگر تهیهکنندهای متقاضی برگزاری برنامه ویژهای باشد، حتما ما کمک میکنیم.
در رابطه با برگزاری کنسرت آقای شجریان در میدان آزادی، آنچه دوباره در رسانهها مطرح شد که (درخواست مجوز) در ضیق زمان، وقت کم و اینها بوده، اینگونه نبود. به اندازه کافی درباره برگزاری آن کنسرت مذاکره و پیگیری شده بود؛ حداقل از سه ماه قبلاز آن، موضوع مطرح شده بود و دستگاههای مختلف در جریان بودند. چه اتفاقی افتاد و چه مصلحتی آن زمان (برای برگزار نشدن کنسرت) وجود داشت، به جای خود اما به هر حال باز هم هر کسی متقاضی باشد، ما آن روال و منطق کار را دنبال میکنیم.
در این نوبت سعی میکنیم با دوراندیشی بیشتر و تجربه بهتر، این اتفاقات را مستند کنیم تا دیگر برخی دقیقه ۹۰، کل جریان و موضوع برگزاری کنسرت خیابانی را زیر سؤال نبرند و مسئولیت آن را بر دوش معاونت هنری وزارت فرهنگ نیندازند که این نهاد مثلا دیر عمل کرد.
اگر تقاضا یا برنامهای در رابطه با کنسرت خیابانی باشد، در این نوبت سعی میکنیم همه چیز را از لحظه اول با استناد محکم قانونی پیش ببریم که بعدا متهم به دیر اقدام کردن نشویم.
در حال حاضر نوازندگان بسیاری را در سطح شهر تهران میبینیم که به عنوان دانشجوی موسیقی یا به عنوان شغل و منبع درآمد، مشغول فعالیت هستند. آیا شما طرحی برای شناسایی یا ساماندهی این افراد دارید تا بتوانند در مکانهای مشخصی اجرای موسیقی داشته باشند و نوعی حمایت از آنها صورت بگیرد؟
یکی از برنامهها و دغدغههای من، همین موضوع توجه به موسیقی خیابانی بوده است. ما در برنامههای آتیمان و در جشنواره موسیقی نواحی هم برنامهای برای موسیقی خیابانی خواهیم داشت. در جشنواره فجر سال گذشته بنا داشتیم این کار را انجام دهیم اما امکانپذیر نشد. امیدوارم امسال شرایط اجازه بدهد که بتوانیم این برنامه را به امید خدا داشته باشیم حتی امسال برای جشنواره موسیقی جوان برنامهها و طرحهایی داریم یعنی اینکه موسیقی در کنار مردم باشد که اتفاق بسیار خوشایندی است.
جامعه ما فارغ از جنگ و همهمسائل، بهدلیل همهاین فشارها، ناملایمات، خباثتها و جنایتهایی که صهیونیست و استکبار جهانی علیه مردم ما داشتهاند، نیازمند این شور و نشاط است. فکر میکنم این شور و نشاط را تنها موسیقی میتواند به مردم برگرداند و روحیه مردم را بهتر کند؛ پس ما برای آن برنامه داریم.
اکنون یک مجموعه و مؤسسه (برای ساماندهی فعالیت نوازندگان در خیابان) درخواست داده و به صورت جدی با آن همکاری میکنیم. انجمن موسیقی ایران را مأمور کردم که در کنار آنها قرار بگیرد تا تبادل تجربیات و حمایتهای لازم انجام شود. قرار است یک جشنواره موسیقی خیابانی توسط بخش خصوصی و مؤسسه فرهنگیهنری برگزار شود که به نظرم اتفاق خوبی برای سامانبخشی و سازماندهی این نوع موسیقی در کشور است.
اکنون دفتر موسیقی وزرات فرهنگ به دلیل برگزاری سه جشنواره موسیقی نواحی، جوان و فجر پرمشغلهترین نهاد است. در این رابطه توضیح بفرمایید.
بله، متأسفانه با شرایط کشور مقداری هم برگزاری این جشنوارهها همزمان شد. مثلاً ما باید در شهریورماه جشنواره جوان را برگزار میکردیم که به دلیل تاخیر در انتخاب دبیر جشنواره، برنامههای آن عملا امکانپذیر نبود و جشنواره به تاخیر افتاد به همین دلیل، این سه جشنواره در محدوده زمانی نزدیک و تقریبا همزمان برگزار میشود اما امیدوارم با توجه به تجربیاتی که همکارانم در انجمن موسیقی ایران دارند و دبیرهای خوبی که آشنایی و آگاهی لازم را نسبت به موضوع، حوزه، ارتباطات دارند، از عهده وظایف و مسئولیتها بربیاییم و سه جشنواره خوب و آبرومند برگزار کنیم.
جشنواره موسیقی نواحی را از نهم تا چهاردهم آذرماه در کرمان برگزار میکنیم و تلاش میکنیم برنامهها و طرحهایی که در نشست خبری برای این جشنواره مطرح شد را اجرایی کنیم.
فراخوان جشنواره موسیقی چه زمانی منتشر میشود؟
فراخوان جشنواره موسیقی فجر هنوز منتشر نشده؛ مدتی پیش ضمن تشکیل شورای سیاستگذاری، دبیر جشنواره هم تعیین شد. سومین جلسه شورای سیاستگذاری هم برگزار شد و دبیر جشنواره در حال تدوین و نهایی کردن فراخوان جشنواره است.
وقتی فراخوان آماده شود، جلسه شورای سیاستگذاری را برگزار میکنیم، اعضای شورای سیاستگذاری درباره آن تبادل نظر خواهند کرد و مطالبی که مدنظر دبیر جشنواره و بنده به عنوان رئیس جشنواره است، در جمعبندی به اعضای شورا انتقال میدهیم و در نهایت فراخوان جشنواره موسیقی فجر را منتشر میکنیم.
اگر صحبت پایانی دارید، بفرمایید.
برای همه هنرمندان موسیقی آرزوی سلامتی دارم و امیدوارم که آثار خوبی را از هنرمندان موسیقی بشنویم. ما باید هنرمندان و گروههای جوانی که در کشور فعالیت میکنند، شناسایی کنیم. انتظار ما از مؤسساتی که به آنها مجوز دادهایم و در این زمینه فعالیت میکنند، این است که این هنرمندان جوان را شناسایی کنند و کارها را به سرعت به نتیجه برسانند. به عنوان مثال شرکت و موسسه فرهنگی هنری را میشناسم که از ۱۰ خواننده حمایت میکند اما هیچ برنامه و طرحی برای معرفی آنها ندارد. هر بار هم که از مسئولان این موسسه سوال می



