اجتماعی

کتک خوردن دختر جوان از پسری که می‌گفت عاشقش است

دختر ۱۸ ساله با سر و صورت زخمی و کبود در کلانتری قصه تلخ زندگیش را به جستجوی محبت در عشقی خیابانی گره زد.

به گزارش قاب فردا به نقل از همشهری آنلاین، دختر ۱۸ ساله‌ای که با سر و صورت زخمی و کبود روبه‌روی کارشناس اجتماعی کلانتری شفای مشهد نشسته بود، گفت: یک سال بیشتر نداشتم که مادرم را به خاطر یک بیماری سخت از دست دادم، به همین دلیل هیچ تصویری از او در ذهنم نیست. فقط همواره به عکس خیره می شوم که مادرم مرا با عشق خاصی به آغوش کشیده است.

یک سال از مرگ مادرم گذشت و پدرم دوباره ازدواج کرد. نامادریم زن بدی نبود، اما من هرگز نتوانستم او را جای مادرم بپذیرم به طوری که گوشه‌گیر شدم و آموختم که ساکت باشم. دلم ذره‌ای محبت می‌خواست، ولی نمی‌دانستم چگونه آن را طلب کنم، از چه کسی بخواهم مرا در آغوش بگیرد و نوازشم کند. حسرت شنیدن «دوستت دارم» در دلم بود و تنها به همان عکس مادرم نگاه می‌کردم که از چشمانش عشق می‌بارید.

  • پسر بی‌غیرت مادرش را به زندان انداخت
  • طلاق عاطفی زنی که عاقلانه ازدواج کرد | از من خواسته‌هایی دارد که در شأنم نیست

۴ سال قبل، زمانی که ۱۴ ساله بودم عاشق پسری شدم که از حرف‌هایش محبت می‌بارید. سروش ۴ سال از من بزرگ‌تر بود و من احساس می‌کردم بالاخره یکی مرا دیده است و دوستم دارد. زمانی فهمیدم این عشق خیابانی فقط یک هیجان است که دریافتم سروش از من سوءاستفاده می‌کند و همه حرف‌هایش چیزی جز فریب و خیال واهی نیست. در این شرایط بود که رهایش کردم.

خیلی زود پارسا در مسیر زندگیم قرار گرفت و از یک سال قبل با او وارد رابطه شدم. فکر می‌کردم او با دیگران فرق دارد، چراکه بیشتر برایم وقت می‌گذاشت و حرف از ازدواج و آینده می‌زد. من هم باور کردم و دوباره درگیر عشق خیابانی شدم.

رابطه خوبی داشتیم تا اینکه مدتی قبل گوشی تلفنم را برداشتم و به سروش پیام دادم. خودم هم نمی‌دانم چرا این کار را کردم. شاید دلم می‌خواست مطمئن شوم که هنوز خواستنی هستم و دیگران به من توجه می‌کنند، شاید هم از ترس تنهایی بود. اما همین پیام نام «خیانت» را بر پیشانیم زد چراکه پارسا متوجه پیام شد و مرا دختری خیانتکارخواند.

او به شدت عصبانی شد و طوری کتکم زد که هنوز همه پیکرم درد می‌کند. من با گریه و التماس فریاد زدم اشتباه کردم، اما او گوش نمی‌داد و مدعی بود زندگیش نابود شده است. او که ادعا می‌کرد مرا بیشتر از جانش دوست دارد، خیلی تحقیرم کرد و کتکم زد.

حالا هم به کلانتری آمدم تا کمکم کنید. من شیوه‌های دوست داشتن را بلد نبودم و مدام در خیابان دنبال محبت می‌گشتم. از همان کودکی احساس می‌کردم تنها هستم. هر کسی ذره‌ای محبت نثارم می‌کرد، عاشقش می‌شدم، اما اکنون دیگر نمی‌خواهم تحقیر شوم. کتک خوردن حقم نبود. می‌خواهم از نو شروع کنم.

با راهنمایی‌های تجربی و پلیسی سرگرد احسان سبکبار رئیس کلانتری شفای مشهد پیگیری قضایی ایراد ضرب و جرح عمدی این دختر جوان در حالی در دستور کار پلیس قرار گرفت که مشاوره‌های روانشناختی و علمی نیز برای آگاهی وی از فرجام تلخ دوستی‌های خیابانی و دخترانی که هستی و آینده خود را در قمار عشق‌های هیجانی از دست داده‌اند، در دایره مددکاری اجتماعی آغاز شد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
error: Content is protected !!