سیاسی

طراحی ایران در برابر اقدامات خصمانه؛ پاسخ تهران به سناریوهای جنگ بدون خط‌قرمز

اگر دشمن، جنگ را برای نابودی ساختار سیاسی ایران برگزیند، باید درک کند که دستیابی هم‌زمان به اهداف حداکثری و در عین حال جنگی کوتاه، محدود و کم‌هزینه، ممکن نیست. در نتیجه، تهدیدات وجودی باید با بازدارندگی قاطع پاسخ داده شود.

به گزارش قاب فردا به نقل از همشهری آنلاین، فرهیختگان نوشت: تأکیدهای بنیامین نتانیاهو بر «سرنگونی حکومت ایران» و تهدیدهای دونالد ترامپ به «تمام‌کردن کار»، به‌عنوان تهدیدات وجودی، باید طوری پاسخ داده شوند که دشمن خطرات ناشی از آن را از نزدیک درک کند. با توجه به این شرایط، در اولین اقدام، ایران نباید اجازه دهد طرف مقابل زمان، محدوده و عمق جنگ را تعیین کند. اگر دشمن تصور کند می‌تواند با جنگی کوتاه به هر هدفی – چه واقعی و چه رسانه‌ای – دست یابد، خطر حمله افزایش می‌یابد. اما اگر بداند جنگ به‌سرعت به پایان نخواهد رسید و پیامدهای آن فراتر از یک نقطه مشخص خواهد بود، محاسباتش تغییر خواهد کرد. از این منظر، اطاله زمانی و گستره جغرافیایی بحران، دو مؤلفه کلیدی در تحلیل بازدارندگی محسوب می‌شوند.

عمری تلاش علیه ایران

تلاش‌های علنی دشمنان ایران برای براندازی و اجرای پروژه‌های تجزیه‌طلبانه، محدود به جنگ اخیر نیست و ریشه در دهه‌های گذشته و حتی پیش از انقلاب اسلامی دارد. بااین‌حال، در ۲۳ خرداد ۱۴۰۴، هم‌زمان با آغاز حمله مستقیم رژیم صهیونیستی به ایران، نتانیاهو در پیامی خطاب به مردم ایران گفت: «زمان آن رسیده که برای آزادی خود به‌پا خیزید» و از آنان خواست صدای خود را بلند کنند. دو روز بعد، در گفت‌وگو با فاکس‌نیوز اعلام کرد عملیات رژیم صهیونیستی «می‌تواند به تغییر حکومت منجر شود». در همان مصاحبه افزود که حکومت ایران «بسیار ضعیف» است و گفت تصمیم برای برخاستن، با مردم ایران است. هم‌زمان با آغاز حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، در روز ۹ اسفند ۱۴۰۴، نتانیاهو در پیامی ویدئویی اعلام کرد اقدام مشترک آمریکا و رژیم «شرایطی ایجاد می‌کند تا مردم شجاع ایران سرنوشت خود را به دست بگیرند». همان روز دونالد ترامپ نیز در پیامی خطاب به مردم ایران گفت: «وقتی کارمان تمام شد، دولتتان را به دست بگیرید. این فرصت شما خواهد بود.»

در ۲۱ اسفند ۱۴۰۴، نتانیاهو گفت رژیم صهیونیستی در حال ایجاد «شرایط بهینه برای سرنگونی حکومت» است. در ۱۱ شهریور ۱۴۰۵ نیز گفت: «همه دستگاه‌های اسرائیل برای سرنگونی این حکومت کار می‌کنند.» هم‌پیاله او، ترامپ در ۲۶ مهر ۱۴۰۵، در پیامی نوشت: «مگر آنکه سریع مسیرشان را تغییر دهند، به‌زودی کار را تمام خواهیم کرد.» دو روز بعد، نتانیاهو گفت: «باید حذف حکومت ایران را کامل کنیم؛ این هدف اصلی است» و افزود که این موضوع را چند بار با ترامپ مطرح کرده است. در ۲۹ مهر ۱۴۰۵ نیز نتانیاهو در مراسم فارغ‌التحصیلی افسران ارتش اشغالگر گفت: «دستور من به ارتش، موساد و نهادهای امنیتی، سرنگونی حکومت ایران است.» تهدید بر اساس هدفی است که طرف مقابل اعلام می‌کند. وقتی حرف از برانداختن حکومت مطرح می‌شود، هدف در واقع به موجودیت کشور مربوط می‌شود؛ بنابراین، فرض «درگیری محدود و زودگذر» نمی‌تواند ضلع اصلی مواجهه ایران باشد. این تشخیص پیامدهایی دارد. اگر ایران تهدید را محدود ببیند، ممکن است تصور کند که با عقب‌نشینی در یک موضوع یا پذیرش شروطی مشخص، بحران خاتمه می‌یابد. اما وقتی طرف مقابل تغییر حکومت را هدف می‌گذارد، در واقع اعلام کرده است که امتیازدهی اشتهای استعماری او را پاسخ نخواهد داد. برعکس، عقب‌نشینی نشانه ضعف تلقی شده و ایران به تحمل فشارهای بیشتر محکوم می‌شود.

ناممکن کردن پیروزی سریع

در این چارچوب، ناممکن کردن پیروزی سریع به معنای جلوگیری از آن است که طرف مهاجم این امکان و اختیار را داشته باشد تا هر زمان که تمایل داشته باشد، جنگ را ادامه دهد؛ بنابراین، اگر جنگ برای دشمن آسان، سریع و قابل‌کنترل به نظر برسد، انگیزه آغاز آن بیشتر می‌شود. اما اگر بداند رسیدن به نتیجه قطعی ممکن نیست و بحران در زمانی کوتاه به پایان نخواهد رسید، هزینه و ریسک آغاز جنگ در محاسباتش افزایش می‌یابد. در نتیجه، ایران نباید خود را به زمان‌بندی‌ای مقید کند که طرف مقابل برایش تعیین می‌کند. دشمن ممکن است بخواهد ضربه بزند، نتیجه را اعلام کند و انتظار داشته باشد که ایران در همان چهارچوب زمانی تسلیم خواسته‌های سیاسی او شود. پاسخ به این تصور، حفظ دفاع ۳۶۰ درجه و ادامه مقاومت ملی است. تجارب جنگ‌های تحمیلی اول و دوم باید نظام سیاسی را به این بلوغ رسانده باشد که وحدتش با شوک اولیه فرونپاشد؛ چه‌که مردم در طول بیش از ۲۳۰ شب مقاومت همه‌جانبه، این بلوغ را در سطح اجتماعی به منصه ظهور رساندند. در این چارچوب، به دست‌گرفتن افسار جنگ، هدفی برای فرسوده کردن مردم یا طولانی کردن رنج جامعه نیست. هدف آن است که دشمن نتواند با اتکا به‌سرعت عملیات، شکست سیاسی ایران را قطعی فرض کند. هرچه احتمال پیروزی سریع کمتر باشد، تصمیم به آغاز جنگ دشوارتر می‌شود. این منطق، بازدارندگی را از سطح تهدید لفظی فراتر برده و به دشمن نشان می‌دهد جنگی که برای تغییر حکومت آغاز شود، الزاماً به نتیجه‌ای که طراحانش می‌خواهند، نخواهد رسید.

درعین‌حال، طولانی‌شدن جنگ هزینه‌های عمومی و اقتصادی قابل‌توجهی دارد و اتفاقاً همین موضوع، ضرورت مقاومت را کم نمی‌کند؛ بلکه نشان می‌دهد ایستادگی باید با حفظ جامعه همراه باشد. اگر هدف دشمن فروپاشی سیاسی است، محافظت از انسجام اجتماعی و توان اداره کشور، بخشی از مقابله با همان هدف خواهد بود. ادامه جنگ بدون تاب‌آوری ملی نه‌تنها بازدارندگی ایجاد نمی‌کند که فرسایش خطرناکی در سطح داخلی ایجاد می‌کند. ازاین‌جهت، محور اصلی باید ممانعت از پیروزی سریع دشمن و حفظ توان کشور برای تصمیم‌گیری باشد.

پایان‌دادن به تصور جنگ محدود

مرور کوتاهی بر اخبار این روزهای جهان بیش از هر زمان دیگری نشان می‌دهد ژئوپلیتیک ایران در غرب آسیا به‌گونه‌ای است که می‌تواند امنیت، اقتصاد، انرژی و ارتباطات کشورهای جهان را تحت‌تأثیر قرار دهد؛ بنابراین، اگر این تجربه شود، تبعات هر جنگی علیه ایران، محدود به خود آمریکا نخواهد بود و همه کشورهای جهان باید هزینه آن را بپردازند. ازسوی‌دیگر، الگوی پاسخ‌های ایران نشان داده است که هم عمق و هم دقت ضربات با تحلیل‌رفتن سامانه‌های پدافندی دشمن، افزایش می‌یابد. در محاسبه بازدارندگی، اهمیت این موضوع دوچندان است. طرف مقابل نباید تصور کند که می‌تواند جنگ را آغاز کند، دامنه‌اش را خودش محدود نگه دارد و هزینه آن را فقط به ایران تحمیل کند. اگر جنگی باهدف براندازی آغاز شود، پیامدهایش باید در یک‌سو از شعاع قابل‌انتظار دشمن فراتر رود و ازسوی‌دیگر، این احتمال باید در ارزیابی سیاسی و امنیتی دشمن لحاظ شود. بحران منطقه‌ای ممکن است جبهه‌ها و بازیگران متعددی را درگیر کند و کنترل آن از اختیار آغازکنندگان خارج شود. این واقعیت، هزینه شروع جنگ را بالا برده و تصور حمله‌ای کم‌هزینه و قابل‌مدیریت را زیر سؤال می‌برد.

طرف مقابل باید هزینه هدف اعلام‌شده را بپذیرد

وقتی رهبران یک کشور از تغییر حکومت در ایران سخن می‌گویند، باید بدانند این هدف، پاسخ سیاسی و امنیتی را از سطح یک بحران محدود فراتر می‌برد. نمی‌توان از یک‌سو براندازی را هدف اعلام کرد و ازسوی‌دیگر انتظار داشت ایران طوری رفتار کند که گویی تنها با اختلافی فنی روبه‌روست. هدف حداکثری، هزینه و ریسک حداکثری ایجاد می‌کند. این پیام باید در تحلیل ایران صریح باشد؛ اگر جنگ برای تحمیل تغییر حکومت آغاز شود، نمی‌توان از ایران انتظار داشت که نتیجه را از پیش بپذیرد یا جنگ را در چهارچوب زمانی و جغرافیایی مورد پسند مهاجم نگه دارد. طرف آغازکننده باید بداند اقدامش به واکنش‌های زنجیره‌ای و پیامدهای منطقه‌ای منجر خواهد شد. همین نامطمئن بودن نتیجه و دشواری کنترل دامنه درگیری، بخش مهمی از بازدارندگی است. این موضع همچنین به معنای ساده‌انگاری نیست. جنگ برای ایران هم هزینه‌های سنگینی دارد و هیچ تحلیل جدی‌ای نباید این هزینه‌ها را نادیده بگیرد. اما هزینه داشتن دفاع، دلیل پذیرش هدف اعلام‌شده دشمن نیست. وقتی موضوع بقای سیاسی کشور مطرح است، انتخاب میان «هزینه دادن» و «بی‌هزینه ماندن» نیست؛ انتخاب میان مقاومت برای حفظ اختیار کشور و پذیرش فشار برای واگذاری آن اختیار است.

تاب‌آوری ملی؛ بخش تعیین‌کننده ماجرا

جنگی که باهدف فروپاشی سیاسی تعریف می‌شود، فقط در میدان نظامی تعیین‌کننده نخواهد بود. توان جامعه برای حفظ انسجام، ادامه زندگی روزمره، دسترسی به خدمات ضروری و اعتماد به اطلاع‌رسانی، بر نتیجه سیاسی بحران تأثیر می‌گذارد. اگر دشمن بر این حساب کند که فشار نظامی و اقتصادی مردم را از حکومت و کشور جدا می‌کند، حفظ انسجام اجتماعی بخشی از پاسخ به همان محاسبه خواهد بود. به همین دلیل، تاب‌آوری ملی باید جدی گرفته شود؛ حفاظت از غیرنظامیان، تداوم خدمات حیاتی، پشتیبانی از آسیب‌دیدگان و مقابله با شایعه‌ها و بی‌اعتمادی، کارهای حاشیه‌ای نیستند. آن‌ها بخشی از توان کشور برای مقاومت در برابر هدفی هستند که فروپاشی را دنبال می‌کند. دولت و نهادهای مسئول باید در بحران، شفاف و قابل‌اعتماد اطلاع‌رسانی کنند؛ زیرا خلأ اطلاعاتی می‌تواند ترس و آشفتگی را تشدید کند و به زیان جامعه تمام شود. هدف از طرح این موارد، تمایل به طولانی‌شدن جنگ نیست. هدف، به‌کارگیری ابزارها و لوازمی است که دشمن را حداقل یک گام دیگر به عقب براند. اگر دشمن جنگ را برای نابودی ساختار سیاسی ایران انتخاب کند، باید بداند که نمی‌تواند هم هدفی حداکثری داشته باشد و هم جنگی کوتاه، محدود و کم‌هزینه در پی‌اش بیاورد. پس تهدید وجودی را باید با بازدارندگی جدی پاسخ داد، زمان و پایان جنگ را نباید یک‌جانبه واگذار کرد و مقاومت کشور باید در کنار حفاظت از اراده ملی حفظ شود.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا