پایانههای نفتی شرکای آمریکا در منطقه؛ هدف مشروع ایران

در قلمرو آبی غرب آسیا، در پس شناورهای متخلفی که آتششان شعلهور است، پایانههای نفتی قرار دارند که هدف قرار گرفتن آنها میتواند آتش درگیری را از دل دریا به شریانهای صادرات انرژی منطقه بکشاند و دردی فراتر از سوختن چند نفتکش را برای متجاوزان به همراه داشته باشد.
به گزارش قاب فردا به نقل از همشهری آنلاین، نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعلام کرده است که طی ۲۴ ساعت گذشته ۷ نفتکش متخلف را تنبیه کرده است.
بررسیها نشان میدهد که بیش از یک ماه است، برخوردهای نیروهای مسلح ایران با ناقضان قوانین ایرانی در تنگه هرمز با شدت بیشتری دنبال میشود؛ بهطوریکه تردد بخش شمالی تنگه نهتنها در اختیار ایران است بلکه بخش جنوبی آن نیز بر اساس تصاویر ماهوارهای خلوت شده است.

نیروی دریایی سپاه در تاریخ ۱۷ مهر ماه هشدار داده بود که متخلفان تنگه هرمز را تعقیب میکنیم و به سزای اعمالش میرسانیم؛ در همان زمان نیز سه نفتکش خارج از تنگه را هدف گرفت.
در ادامه این روند، به جز نفتکشی که سهشنبه (۲۸ مهر ماه) در جنوب شرقی الفاو، عراق هدف گرفت، امروز هم ۴ نفتکش در بخش شمالی خلیج فارس در حال انجام عملیات غیرقانونی کشتی به کشتی همزمان هدف قرار گرفتند.
نفتکشها بر آب حرکت میکنند اما نقطهای که سرنوشت صادرات نفت را رقم میزند، لزوماً در مسیر حرکت آنها نیست. پشت هر نفتکش، شبکهای از پایانهها، مخازن و اسکلههای بارگیری قرار دارد که بدون آنها، نفت راهی به بازار جهانی پیدا نمیکند.
از همینجا، نگاه به تقابل دریایی خلیج فارس از شناورهای در حال حرکت به سمت زیرساختهایی میرود که شریان صادرات انرژی منطقه را تشکیل میدهند.
در این میان، پایانههای نفتی کشورهای حاشیه خلیج فارس، بهدلیل نقشی که در صادرات انرژی دارند، نقاطی هستند که در صورت گسترش درگیری، اهمیت آنها از یک تاسیسات تجاری فراتر میرود اما این پایانهها کجا قرار دارند و هرکدام چه نقشی در صادرات نفت منطقه ایفا میکنند؟
- به ردههای مختلف عملیاتی ایران ابلاغ شد؛ اهداف سیاسی آمریکا و زیرساختهای مشارکتکنندگان در جنگ، هدف مشروع ایران خواهند بود
پایانه راس تنوره
«رأس تنوره» یکی از مهمترین مراکز صنعت نفت عربستان سعودی در ساحل خلیج فارس نزدیک شهر دمام قرار دارد و از مهمترین مراکز صادرات نفت خام شرکت آرامکو است.
اهمیت این منطقه تنها به پالایش نفت محدود نیست؛ پالایشگاه، مخازن ذخیرهسازی، اسکلههای بارگیری نفت خام و پایانههای صادراتی مرتبط، آن را به بخشی مهم از زیرساخت انرژی و تجارت نفت جهان تبدیل کردهاند.
این پایانه به میدانهای بزرگ نفتی عربستان، از جمله «غوار» و «ابقیق»، و شبکه خطوط لوله متصل است و نفتکشهای بسیار بزرگ میتوانند در آن بارگیری کنند و بخش عمدهای از صادرات نفت عربستان از پایانههای ساحل شرقی انجام میشود و محمولههای آن برای بازارهای آسیایی اهمیت زیادی دارند؛ البته نفتکشها برای رسیدن به اقیانوس هند باید از تنگه هرمز عبور کنند.
پایانه ینبع
پایانه «ینبع» در ساحل غربی عربستان و در کنار دریای سرخ واقع شده است. این پایانه از طریق خط لوله شرق به غرب، نفت را از مناطق تولیدی شرق این کشور دریافت میکند و امکان صادرات آن را بدون عبور نفتکشها از تنگه هرمز فراهم میسازد.
به همین دلیل، ینبع برای امنیت انرژی عربستان و تداوم صادرات در زمان بحرانهای خلیج فارس اهمیت راهبردی دارد.
با این حال، این مجموعه دارای پایانههای بارگیری شمالی و جنوبیست که گفته میشود میتواند ۴.۵ میلیون بشکه نفت صادرات داشته باشد اما پس از حملات مکرر نیروهای مسلح یمن فعالیت این پایانه برای مدتی متوقف شد و برخی منابع میگویند که بخشی از آن به مدار بازگشته است.
پایانه فجیره امارات
«فجیره» در ساحل شرقی امارات، در کنار دریای عمان و خارج از تنگه هرمز قرار دارد. این بندر علاوه بر صادرات نفت خام، مرکز مهم ذخیرهسازی، اختلاط و صادرات گازوئیل، نفت کوره، بنزین و دیگر فرآوردههای نفتی است.
خط لوله حبشان–فجیره نفت خام ابوظبی را به این ساحل منتقل میکند و امکان صادرات بخشی از نفت امارات بدون عبور از تنگه هرمز را فراهم میسازد.
رویترز در گزارشی در ۱۵ اکتبر نوشته که از ابتدای حمله به ایران تاکنون فجیره دستکم ۱۹ بار هدف حمله قرار گرفته است.
پایانههای نفتی کویت
کویت در شمال غربی خلیج فارس قرار دارد و صادرات نفت آن از مجموعهای از پایانهها و اسکلههای نفتی، از جمله «مینا الاحمدی» و «مینا عبدالله»، انجام میشود.
این تاسیسات با پالایشگاهها و شبکه نفتی کشور ارتباط دارند و هم در صادرات نفت خام و هم در صادرات فرآوردههای پالایششده نقش ایفا میکنند.
بر اساس دادههای اطلاعات شرکت ملی نفت کویت، این شرکت چند تاسیسات دریایی اختصاصی برای بارگیری و صادرات محصولات نفتی دارد و نفتکشهایش برای خروج به اقیانوس هند به تنگه هرمز وابستهاند.
این دو پایانه در ماه نخست حمله ائتلاف آمریکایی صهیونیستی به ایران هدف گرفته شدند و تمام فعالیت آنها متوقف شد اما حالا مقامات کویتی مدعی هستند که تولیدشان به قبل از جنگ بازگشته است.
پایانههای نفتی قطر
قطر هم در ساحل غربی خلیج فارس قرار دارد و دو مرکز مهم مرتبط با صادرات نفت آن، جزیره «حالول» و بندر «مسیعید» هستند.
جزیره حالول، در حدود ۸۰ کیلومتری شمال شرقی دوحه، پایانه صادرات نفت خام میدانهای فراساحلی قطر است؛ در مقابل، مسیعید در جنوب دوحه قرار دارد و نفت خام، فرآوردههای پالایشگاهی، مواد پتروشیمی و محصولات صنعتی را جابهجا میکند.
قطر از نظر صادرات گاز طبیعی مایعشده (الانجی) هم در جهان جایگاه مهمی دارد اما از زمانیکه تاسیسات گازی «راس لفان» در ماه نخست حمله به ایران هدف گرفته شد، این کشور هنوز نتوانسته تولید و صادرات خود را از سربگیرد.
پایانه نفتی بحرین
پایانه «سیترا» در شمال شرقی بحرین، در نزدیکی پالایشگاه نفت «باپکو»، قرار دارد و یکی از مراکز اصلی بارگیری و صادرات فرآوردههای نفتی این کشور است.
اسکلههای آن برای صادرات محصولاتی مانند الپیجی، نفتا، سوخت جت، گازوئیل، نفت کوره و روغنهای پایه استفاده میشوند و همچنین امکان واردات برخی مواد اولیه پالایشگاهی را دارند.
نکته مهم این است که سیترا را نباید تنها مسیر صادرات نفت خام بحرین دانست؛ سهم نفت بحرین از میدان فراساحلی ابوسعفه که با عربستان مشترک است، از طریق پایانه رأس تنوره عربستان به بازار جهانی عرضه میشود.
پالایشگاه نفت باپکو در روزهای ابتدایی جنگ علیه ایران هدف گرفته و حالت فوس ماژور برای آن اعلام شد اما مشخص نیست که فعالیت این پالایشگاه به حالت عادی بازگشته است یا نه.
از انفجار نفتکشهای متخلف تا انفجار پایانههای نفتی
تمرکز بر نفتکشهای متخلف، تنها بخشی از معادله تقابل نفتی در منطقه است. در صورت تشدید تنش، پایانههای نفتی منطقه نیز میتوانند در محاسبات راهبردی ایران قرار گیرند.
مسئله اصلی، احتمال تغییر سطح تقابل از شناورهای حامل نفت به زیرساختهای صادرات و انتقال انرژی است. نفتکشها حلقه متحرک زنجیره صادرات انرژیاند اما پایانههای نفتی، اسکلههای بارگیری، مخازن ذخیرهسازی و تاسیسات مرتبط، گلوگاههای ثابت این زنجیره را تشکیل میدهند.
حالا اگر این پایانهها هدف گرفته شوند، اختلال در تردد نفتکشها میتواند هزینه حملونقل، بیمه و ریسک تجارت را افزایش دهد؛ در مقابل، آسیب به پایانههای صادراتی قادر است به صورت مستقیم ظرفیت بارگیری و عرضه نفت را تحت تاثیر قرار دهد و پیامدهایی فراتر از محدوده تنگه هرمز ایجاد کند.
نفتکشها ممکن است نخستین حلقه فشار در تقابل دریایی باشند اما دامنه بالقوه این تقابل به آنها محدود نمیماند. اگر برخوردها ادامه یابد و بحران از کنترل خارج شود، پایانههای نفتی و زیرساختهای صادرات انرژی نیز میتوانند به بخشی از معادله بازدارندگی و فشار متقابل تبدیل شوند.
در چنین وضعیتی، مسئله دیگر تنها عبور امن کشتیها از تنگه هرمز نخواهد بود، بلکه پایداری کل زنجیره صادرات انرژی در خلیج فارس و پیامدهای آن برای بازار جهانی نفت در مرکز توجه قرار خواهد گرفت.



