اقتصادی

دلار در تله انتظارات | ترس از گرانی، گرانی می‌سازد!

سینا احدیان، دبیر گروه اقتصادی : جهش اخیر نرخ ارز این پرسش را جدی‌تر کرده است که آیا افزایش قیمت دلار حاصل یک شوک بنیادی در عرضه ارز است یا بخش مهمی از آن ناشی از انتظارات تورمی و رفتار هیجانی بازار.

به گزارش قاب فردا به نقل از همشهری آنلاین، برای پاسخ، باید بازار ارز را از 3زاویه دید: عرضه، تقاضا و انتظارات تورمی. در شرایط جنگی و تحریمی، طبیعی است که صادرات، درآمدهای ارزی و نقل‌وانتقال منابع با محدودیت مواجه شود. آسیب به برخی زیرساخت‌های تولید و صادرات نیز فشار به عرضه را افزایش می‌دهد. اما میان «محدودیت عرضه» و «کمبود فوری ارز» تفاوت وجود دارد.

از سوی دیگر، اگر به تقاضای واقعی نگاه کنیم، شرایط فعلی لزوما افزایش شدیدی در این بخش نشان نمی‌دهد. کاهش واردات و مدیریت منابع ارزی باعث شده تقاضای ناشی از نیازهای تجاری تا حدی کنترل شود. بنابراین بخشی از تقاضای موجود در بازار تقاضای واقعی برای تجارت نیست، بلکه تقاضایی است که از ترس کاهش ارزش پول ملی شکل می‌گیرد.

وقتی مردم انتظار دارند دلار گران‌تر شود و دارایی‌های ریالی خود را به ارز، طلا یا سایر دارایی‌ها تبدیل می‌کنند. سپرده بانکی، صندوق درآمد ثابت یا حتی بخشی از سرمایه‌گذاری‌های دیگر می‌تواند به سمت بازار ارز و طلا حرکت کند. در این حالت، یک چرخه شکل می‌گیرد. انتظارات برای رشد قیمت افزایش می‌یابد و در نتیجه تقاضا رشد می‌کند و همین افزایش تقاضا منجر به رشد قیمت ارز می‌شود. در نتیجه این چرخه دوباره انتظارات برای افزایش قیمت تقویت می‌شود و افزایش دوباره تقاضا شکل می‌گیرد. این همان جایی است که «انتظارات» می‌تواند به یک عامل واقعی اقتصادی تبدیل شود.

مسئولان هم بخشی از بازارند

در چنین شرایطی، نحوه صحبت مسئولان اهمیت بسیار زیادی دارد. وقتی یک مقام اقتصادی از کاهش شدید منابع، ناتوانی در فروش نفت یا آینده مبهم اقتصاد صحبت می‌کند، حتی اگر بخشی از این مشکلات واقعی باشد، بازار فقط خبر را دریافت نمی‌کند، بلکه آن را سیگنال آینده می‌داند.

قیمت بنزین نمونه دیگری از این مسئله است. طرح ارقام بسیار بالا برای قیمت سوخت، حتی پیش از تصمیم نهایی می‌تواند انتظارات تورمی را تحریک کند، زیرا مردم افزایش قیمت بنزین را به افزایش هزینه حمل‌ونقل، تولید و قیمت عمومی کالاها مرتبط می‌کنند.

در اقتصاد ایران که انتظارات تورمی بالاست، سیاستگذار باید بداند هر جمله می‌تواند یک سیگنال اقتصادی باشد.

تحریم: فشار واقعی و فشار روانی

تحریم‌های جدید آمریکا نیز طبیعتا بر اقتصاد ایران اثرگذار است و نمی‌توان آثار واقعی آن را بر تجارت و نقل‌وانتقال پول نادیده گرفت. اما تحریم برای اقتصاد ایران موضوع جدیدی نیست. کشور طی دهه‌های گذشته تجربه زیادی در سازگاری با محدودیت‌های خارجی به‌ دست آورده است.

بنابراین باید میان اثر واقعی تحریم و اثر روانی آن تفکیک قائل شد. تهدید به بستن شریان‌های مالی در شرایط جنگی بیش از آنکه بلافاصله درآمد ارزی را متوقف کند، می‌تواند انتظارات و نااطمینانی را تشدید کند.

به همین دلیل، جنگ اقتصادی فقط در تجارت و انتقال پول اتفاق نمی‌افتد؛ بخشی از آن در ذهن فعالان اقتصادی شکل می‌گیرد.

مسئله اصلی: تاب‌آوری اقتصاد

در شرایط جنگی، سیاست ارزی فقط به‌معنای تزریق ارز برای پایین آوردن قیمت نیست. بانک مرکزی باید میان کنترل بازار در کوتاه‌مدت و حفظ منابع برای ماه‌های آینده تعادل ایجاد کند.

مدیریت منابع، اولویت دادن به کالاهای اساسی و دارو، کنترل واردات غیرضروری و مداخله هدفمند در بازار می‌تواند به افزایش تاب‌آوری اقتصاد کمک کند.

نکته مهم این است که افزایش قیمت دلار الزاما به‌معنای تغییر بنیادی و دائمی نیست. برای تشخیص پایداری جهش باید دید آیا متغیرهای بنیادی نیز به همان اندازه تغییر کرده‌اند یا بخش مهمی از رشد قیمت ناشی از هیجان و انتظارات بوده است.

اگر تقاضای واقعی افزایش قابل‌توجهی نداشته باشد و بخش مهمی از تقاضا از محل تبدیل دارایی‌های ریالی به ارز و طلا ایجاد شده باشد، احتمال اصلاح بخشی از جهش وجود دارد، هرچند اصلاح قیمت لزوما به‌معنای بازگشت کامل دلار به سطح قبلی نیست.

مردم نباید در اوج ترس تصمیم بگیرند

در چنین شرایطی، مهم‌ترین توصیه به مردم این است که براساس ترس لحظه‌ای تصمیم مالی نگیرند.

تجربه بازار نشان داده است جهش‌های ناشی از عوامل روانی و هیجانی می‌توانند با اصلاح همراه شوند. خرید ارز در اوج هیجان با این تصور که «حتما فردا گران‌تر می‌شود» می‌تواند سرمایه‌گذار را در معرض زیان قرار دهد.

در نهایت، مسئله بازار ارز فقط مقدار دلار موجود نیست؛ انتظار مردم در مورد مقدار دلار موجود در آینده نیز اهمیت دارد.

اگر سیاستگذار بتواند منابع ارزی را مدیریت کند، جریان کالا را حفظ کند و مهم‌تر از همه، اعتماد و ثبات در پیام‌رسانی اقتصادی ایجاد کند، بخش قابل‌توجهی از فشار روانی بازار قابل کنترل خواهد بود.

در اقتصاد ایران امروز، ذخیره اعتماد به اندازه ذخیره ارز اهمیت دارد. هر دو اگر بی‌محابا مصرف شوند، بازسازی‌شان پرهزینه خواهد بود.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا