سیاسی

واکنش ایران به اصرار آمریکا برای گنجاندن یک شرط کلیدی در مذاکرات

حسین شریعتمداری معتقد است که اصرار آمریکا برای قرار دادن برنامه هسته‌ای کشورمان در قالب «یک شرط» را می‌توان و باید نشانه‌ای از شکست سختی دانست که در جنگ با ایران متحمل شده است. آمریکا این شرط را با دو هدف مشخص دنبال می‌کند.

به گزارش قاب فردا به نقل از همشهری آنلاین، حسین شریعتمداری مدیر مسئول کیهان در یادداشتی با عنوان «شرط است یا ترفند؟!» نوشت:

برخی از خبرها حاکی از آن هستند که در جریان تبادل پیام‌های میان ایران و آمریکا که از طریق میانجی‌های قطری و پاکستانی صورت گرفته، بیشترین اصرار آمریکا بر این است که برنامه هسته‌ای کشورمان نیز بخشی از موضوع مذاکرات باشد. در این خصوص پیشنهادهایی نیز ارائه شده که در حال حاضر بیش تاکید آمریکا روی رقیق کردن ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصد در ایران یا در یک کشور ثالث و همچنین اجازه بازرسی از تأسیسات هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران است. اما، در این سوی ماجرا، مسئولان محترم کشورمان با الهام از دیدگاه هوشمندانه رهبر معظم انقلاب، این طرح فریبکارانه را با قاطعیت رد کرده و بر تحقق ۷ شرط پیشنهادی ایران اسلامی تأکید ورزیده‌اند.

در این‌باره اشاره به چند نکته ضروری به نظر می‌رسد:

۱- آمریکا و رژیم صهیونیستی با صراحت اعلام کرده بودند که اصلی‌ترین هدفشان از حمله نظامی به ایران، براندازی نظام بوده است. آن‌ها تأکید داشتند که اولاً؛ حداکثر ظرف دو هفته به این خواسته خود خواهند رسید! ثانیاً؛ پس از حمله به ایران، مردم علیه حاکمیت جمهوری اسلامی دست به شورش خواهند زد! و ثالثاً؛ به حیات گفتمان انقلاب اسلامی در منطقه و جهان خاتمه خواهند داد! آمریکا اما، نه تنها به هیچ‌یک از اهداف رسماً اعلام‌شده خود نرسید، بلکه در تمامی موارد یادشده با نتیجه‌ای معکوس روبه‌رو شد. جمهوری اسلامی ایران نه تنها آسیبی ندید، بلکه به چهارمین (و به قول حکیمانه رهبر معظم انقلاب، اولین) قدرت بزرگ جهان تبدیل شد. پیش‌بینی دو هفته‌ای جنگ به ۸ ماه کشیده شد و آمریکا هیچ‌گونه اقدام مؤثری نتوانست انجام دهد. مردم به حمایت از اسلام و ایران به میادین و خیابان‌ها آمدند و بی‌نظیرترین تجمعات تاریخ را رقم زدند که امروز دویست و چهل و هشتمین روز خود را سپری می‌کند. بحران اقتصادی سراسر آمریکا و اروپا را فرا گرفته است. آمریکا و رژیم صهیونیستی به منفورترین دولت‌ها تبدیل شده‌اند و این در تعریف شناخته‌شده نظامی یعنی شکست سخت آمریکا و متحدان غربی، عبری و عربی آن. اما، برنامه هسته‌ای ایران در میان اهداف اعلام‌شده آمریکا جایگاه برجسته‌ای نداشت و یا دست‌کم این‌که جایگاهی نداشت. سؤال این است که چرا اکنون به اصلی‌ترین خواسته آمریکا تبدیل شده است؟! بخوانید!

۲- اصرار آمریکا برای گنجاندن برنامه هسته‌ای کشورمان در قاب «یک شرط» را می‌توان و باید برخاسته از شکست سختی دانست که در جنگ با ایران متحمل شده است. آمریکا این شرط را با دو هدف مشخص دنبال می‌کند؛

اول؛ سرپوش نهادن بر شکست سخت و ناکامی در رسیدن به تمامی (تاکید می‌شود تمامی) اهدافی که رسماً با عنوان انگیزه حمله به کشور عزیزمان اعلام کرده بود و لاف‌های گزافی که در این خصوص زده بود. ترامپ با پیش کشیدن شرط برنامه هسته‌ای ایران که در اهداف اعلام‌شده نبود، در پی آن است که پایان جنگ را به اصطلاح با یک دستاورد(!) رقم بزند و به تعبیر جان مرشایمر، خروج آبرومندانه از جنگ داشته باشد!

دوم؛ این روزها تقریباً تمامی کارشناسان و صاحبنظران برجسته دنیا اعتراف کرده و می‌کنند که حمله نظامی آمریکا به ایران، اقدامی احمقانه بوده است. این حمله نه تنها ادعای ابرقدرتی آمریکا را فرو ریخت، بلکه ترامپ را به منفورترین رئیس‌جمهور تاریخ آمریکا نیز تبدیل کرد. آمریکا – و نه ترامپ! زیرا ترامپ احمق‌تر از آن است که توان این‌گونه محاسبات را داشته باشد – با پیش کشیدن شرط هسته‌ای قصد دارد برای حمله ناکام به ایران، «علت» و «دلیل» موجهی دست و پا کند! این‌گونه بهانه‌تراشی‌ها از سوی آمریکا بی‌سابقه نیست و یکی از نمونه‌های شناخته‌شده آن را در حمله بوش پسر به عراق می‌توان آدرس داد. آمریکا هیچ بهانه‌ای برای حمله به عراق نداشت، ولی از آنجا که (به زعم خود) به این حمله نیاز داشت، وجود سلاح‌های کشتار جمعی در عراق را بهانه کرد و در توضیح این حمله، پای حمایت از متحدان منطقه‌ای خود را به میان آورد.

پاسخ منفی ایران به درخواست آمریکا که برگرفته از تأکید رهبر معظم انقلاب است، بایستی یکی از هوشمندانه‌ترین و حکیمانه‌ترین اقداماتی دانست که در مقابل ترفند موذیانه آمریکا به کار گرفته شده است. حضرت ایشان تأکید فرموده بودند که برنامه هسته‌ای ایران نباید بخشی از مذاکرات و یا شرایط باشد.

۳- و اما پیش از این درباره ضرورت خروج ایران از معاهده «منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای- NPT» یادداشت‌ها و گزارش‌های مستندی داشته‌ایم که متأسفانه با بی‌توجهی غیرقابل انتظار دست‌اندرکاران وقت روبه‌رو شده بود. بازخوانی آن‌ها، مخصوصاً در حال و هوای این روزها بی‌مناسبت نیست و دست‌کم نشان می‌دهد که کم‌توجهی دست‌اندرکاران برنامه هسته‌ای کشورمان به ضرورت خروج ایران از NPT چه خسارت‌های بزرگی را به کشورمان تحمیل کرده است. شرح آن بماند برای فرصت‌های بعدی و به امید پیشگیری از خطای محاسباتی دیگر.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا