سیاسی

یک خطای شناختی کلیدی در تحلیل انتخابات آمریکا

به گفته مقام‌های آمریکایی، رئیس سازمان «سیا» به رئیس‌جمهور این کشور توصیه کرده است به‌جاز ازسرگیری حملات نظامی، کارزار فشار اقتصادی بر ایران را ادامه دهد.

به گزارش قاب فردا به نقل از همشهری آنلاین کیهان نوشت:

امروز سوم نوامبر مصادف با دوازدهم آبان‌ماه، انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره آمریکا برگزار می‌شود. آخرین تحلیل‌ها و نظرسنجی‌های انجام‌شده از سوی دانشگاه‌ها و رسانه‌هایی چون نیویورک‌تایمز، دانشگاه سینا، رویترز، گاردین، آسوشیتدپرس و فاکس نیوز نشان می‌دهد، جمهوری‌خواهان و ترامپ باید دو سال آینده را «بدون داشتن کنگره» سپری کنند. حتی ترامپ دو روز پیش از انتخابات در گفت‌وگو با «نیویورک‌پست» موضعی اتخاذ کرد که به نظر می‌رسد خود را بازنده این انتخابات می‌داند. او گفت: «دو سال آینده را آقای وتو خواهم بود». او با این جمله به رأی‌دهندگان و دموکرات‌ها اعلام کرد که در صورت شکست در این انتخابات، از ابزار وتو برای پیشبرد اهدافش استفاده خواهد کرد و کنگره (مجلس نمایندگان و سنا) نیز نخواهد توانست مانع او شود. نتایج قطعی انتخابات را از هم‌اکنون نمی‌توان پیش‌بینی کرد و آنچه اعلام شد، تحلیل‌ها و پیش‌بینی‌های حاصل از نظرسنجی‌هایی است که رسانه‌های آمریکایی منتشر کرده‌اند. در این باره مواردی قابل ذکر است:

۱- «اقتصاد» و «معیشت» در فضای اجتماعی و سیاسی این روزهای آمریکا -و حتی بسیاری از کشورهای اروپایی- برجسته و پررنگ شده است. دلیل آن نیز واضح است. بیشتر نظرسنجی‌های انجام‌شده طی هفته‌های گذشته توسط معتبرترین مراکز علمی و دانشگاهی نشان می‌دهد که یکی از اصلی‌ترین دغدغه‌های مردم آمریکا، جنگ‌افروزی علیه ایران، بسته شدن تنگه هرمز و در نتیجه سرریز شدن تبعات این دو بر دوش مردم به شکل تورم و گرانی افسارگسیخته است. طبق آخرین گزارش اداره آمار کار آمریکا (BLS)، گزارش‌های CPI و PPI در بخش‌های نفت گرمایشی، بنزین، بلیط هواپیما، حمل‌ونقل و انبارداری، بیمه مسکن و اجاره‌نشینان، پوشاک، مسکن، اجاره‌بها، کود و مواد غذایی شاهد تورم بعضاً کم‌سابقه‌ای هستیم. بنابراین چنانچه جمهوری‌خواهان شکست بخورند، این ضربه کاری و تاریخی را از ناحیه «حماقت ترامپ»، «تنگه هرمز»، «اقتصاد» و در نهایت «ایران» خورده‌اند.

۲- ما تفاوتی بین دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان در مواجهه با ایران نمی‌بینیم مگر در نحوه این مواجهه. این دو گروه به شدت تحت نفوذ لابی‌های صهیونیست هستند و تاریخ‌شان نیز مملو از جنایت و نسل‌کشی است. مگر نسل‌کشی در غزه در دوران بایدنِ دموکرات آغاز نشد؟! جنگ هولناک و خونین ویتنام را نیز دموکرات‌ها آغاز کردند و اگر دولت‌های قبلی آمریکا به ایران عزیز تجاوز نظامی نکردند، به دلیل این بود که جرأت نکردند و می‌دانستند چه نتایجی در انتظارشان است. وضعیت اقتصادی حاکم بر آمریکا و اروپا که هفته‌هاست به شکل شورش و راهپیمایی و… خود را نشان می‌دهد را کنار خسارت‌های وارده به منطقه بگذارید. صدراعظم آلمان خسارتی که ناشی از بسته ماندن تنگه هرمز به اروپا وارد شده را ۱۰۰ میلیارد یورو برآورد کرده و برخی مانند «لیندا بیلمز»، استاد برجسته اقتصاد دانشگاه هاروارد نیز خسارت واردشده به آمریکا را یک تریلیون دلار تخمین زده‌اند! خسارت‌های واردشده به کشورهای عربی میزبان آمریکا و رژیم صهیونیستی را نیز به این لیست اضافه کنید تا مشخص شود چرا حمله به ایران فقط از سوی یک «احمق» می‌توانست رخ دهد. بنابراین نباید از پیروزی دموکرات‌ها خوشحال بود و در عین حال باید از هر ضربه‌ای که به جمهوری‌خواهان-و ایضاً به دموکرات‌ها- وارد می‌شود (اینجا انتخابات) خوشحال بود! علت طرح این بحث در اینجا نیز نگرانی از یک «خطای شناختی» به نام «اثر هاله معکوس» (Reverse Halo Effect) است. این خطای شناختی باعث می‌شود یک ویژگی بسیار منفی در یک فرد یا گروه، باعث شود ویژگی‌های منفی فرد یا گروه جدید «دیده نشود» یا «کم‌رنگ» شود. ترامپ و جمهوری‌خواهانِ اطراف وی آن‌قدر پلیدند که شاید باعث شود دموکرات‌ها «بهتر» به نظر برسند. لااقل در دشمنی با ایران، تفاوتی بین این دو نیست. یکی به دنبال براندازی با «جنگ و تحریم» است و دیگری به دنبال براندازی با «مذاکره و تحریم»…

۳- ممکن است برخی تصور کنند شکست جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره باعث توقف جنگ‌افروزی این کشور می‌شود که این یک اشتباه و ساده‌لوحی محض است. واقعیت این است که برخلاف آنچه اعلام می‌شود، «توزیع قدرت» در آمریکا طوری نیست که در انتخاباتی مانند انتخابات امروز آمریکا، از قدرت رئیس‌جمهور به شکل معنی‌داری کاسته شود. در همین جنگ دولت ترامپ همواره استدلال کرده است که اقدامات نظامی‌اش به تأیید کنگره نیازی ندارد. پنتاگون نیز می‌گوید از آنجا که آتش‌بس بین آمریکا و ایران همچنان برقرار است، محدودیت ۶۰ روزه «قانون اختیارات جنگ» (War Powers Act) متوقف شده و بنابراین ترامپ می‌تواند بدون مجوز کنگره به عملیات خود ادامه دهد. ترامپ نیز بارها این قانون را «کاملاً مغایر قانون اساسی» خوانده و اشاره کرده است که نیازی به تأیید کنگره ندارد. این شیوه «تفسیر» قوانین در گذشته نیز توسط رؤسای جمهور آمریکا انجام شده است. از دهه ۱۹۷۰، تقریباً تمام رؤسای جمهور این رژیم دوره ۶۰ روزه را به همین شکل تفسیر کرده‌اند و دادگاه‌ها نیز معمولاً از دخالت در چنین مواردی خودداری کرده‌اند. چنانچه دموکرات‌ها کنترل کنگره را به دست گیرند، فقط چند ابزار کنترلی به دست می‌آورند.

مثلاً کنگره می‌تواند قطعنامه‌ای برای توقف اقدامات نظامی تصویب کند. اما این قطعنامه حتی اگر تصویب شود، ترامپ می‌تواند آن را به راحتی وتو کند؛ برای لغو وتو، کنگره باید در هر دو مجلس اکثریت دو سوم را به دست آورد که در شرایط سیاسی فعلی آمریکا تقریباً غیرممکن است. مؤثرترین اهرم کنگره «کنترل بودجه» است و کنگره می‌تواند با امتناع از تصویب بودجه نظامی مربوطه، توانایی دولت برای ادامه درگیری را محدود کند اما در عمل، این کار می‌تواند کنگره را متهم به «تضعیف نیروهای آمریکایی» کند و سیاستمداران معمولاً چنین ریسکی را نمی‌پذیرند! فرایند استیضاح نیز طولانی و سخت است و… بنابراین خطر جنگ کمافی‌السابق همچنان باقی است و راه دفع این خطر نیز آمدن دموکرات‌ها نیست، بلکه افزایش توانایی ایران است که با سرعت در جریان است!

۴- طی روزهای گذشته هیئت‌های دیپلماتیک زیادی به ایران آمدند و از ایران نیز به کشورهای دیگر رفتند. گفت‌وگوهای تلفنی متعددی نیز در این بین انجام شده و پیام‌های متعددی رد و بدل گردیده است. از جزئیات این تحرکات دیپلماتیک اطلاع چندانی منتشر نشده است اما مهم‌ترین مسئله مطرح‌شده در این بین، دو چیز بوده است: اول، کوتاه آمدن ایران از مسئله هسته‌ای و دوم، جدی بودن خطر آغاز مجدد جنگ. خطر جنگ جدی است و ایران عزیز خود را مهیای آن کرده و حتی یک لحظه این احتمال را «منتفی» ندانسته است. اما تردید هم نباید داشت که ایران در حوزه هسته‌ای چه کوتاه بیاید چه نه، این «احتمال وقوع جنگ» منتفی نخواهد شد و چه بسا کوتاه آمدن ما، احتمال این تجاوز را بیشتر نیز خواهد کرد؛ زیرا مسئله دشمن با ایران اصلاً هسته‌ای نیست.

ترامپ هیچ دستاوردی از این جنگ نداشته و به هیچ یک از اهدافش نیز نرسیده و در این جنگ تحقیر شده است. او برای توجیه شکست‌ها و هزینه‌های سنگینی که متحمل شده، نیاز به گرفتن امتیاز هسته‌ای دارد. او بارها برای توجیه تورم افسارگسیخته و همه خسارت‌هایی که به آمریکا تحمیل کرده گفته است: «ارزشش را داشت چرا که اگر به ایران حمله نمی‌کردیم، این کشور اتمی شده بود»(!) دادن امتیاز اتمی یعنی تأیید این دروغ بزرگ! لذا به هیچ وجه نباید امتیازی هسته‌ای به این کشور داده شود. ضمن این که این روزها همه زیاد از تغییر دکترین هسته‌ای ایران می‌شنوند و این با دادن امتیاز هسته‌ای منافات زیادی دارد…!

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا