رقص مخاطب با بازیگران تئاتر در سالنهای خصوصی؛ آیا فرهیختگی جایگزین هنر میشود؟

در حال حاضر، جستجوی عبارات «تئاتر آزاد» یا «تئاتر کمدی» در شبکههای اجتماعی، موجب نمایش انبوهی از کلیپهای گوناگون شامل رقصهای مردانه، زنپوشی، شوخیهای جنسی و زدوخوردهای غیرمؤدبانه میشود. برای بررسی این پدیده نمایشی، گفتوگویی با مجید جعفری، کارگردان و پیشکسوت تئاتر، سینما و تلویزیون، انجام شده است.
به گزارش قاب فردا به نقل از همشهری آنلاین، این ویترین نمایشها، مجموعهای است که اکنون با بیش از ۵۰ عنوان در سالنهای نمایش تهران و با بیش از ۱۹۰ هزار مخاطب ماهیانه در حال اجرا میباشند. مخاطبان خاص این پرسش را مطرح میکنند که آیا تئاتر آزاد در پایتخت دچار سقوط آزاد شده است؟ برای بحث درباره این پدیده در حال گسترش، با یکی از کارگردانان، بازیگران، مدیران فرهنگی و پیشکسوتان تئاتر، سینما و تلویزیون ایران که نامش با تئاتر خصوصی در ایران گره خورده، گفتوگویی صورت گرفت. مجید جعفری که یک دهه پیش مدیر انجمن صنفی هنرمندان تئاتر آزاد ایران بوده و نزدیک به ۱۴ سال ریاست تئاترشهر را نیز برعهده داشته است.
سالنهای کم، دانشآموختگان زیاد
بسیاری از سالنهای ساخته شده در سالهای اخیر، در مناطق قرار دارند که تماشاگر با دشواری میتواند به آنها دسترسی داشته باشد؛ مانند منطقه خاوران. در نتیجه، این ساختمانها بلاتکلیف باقی مانده و فرسوده میشوند. از سوی دیگر، دانشگاهها در گذشته حدود ۱۸ دانشجو را میپذیرفتند که پس از فارغالتحصیلی، فضای و امکانات کاری برایشان وجود داشت. آنها میدانستند چه عرضه داشته باشند و چگونه آن را عرضه کنند.
تعداد هنرمندان سینما و تئاتر به طور کلی از ۴ هزار نفر به ۴۰۰ هزار نفر افزایش یافته است. آیا کسی فکر کرده است که ۴۰۰ هزار فارغالتحصیل دانشگاهی چه باید بکنند؟ این افراد نیازمند کار و امکانات سختافزاری و نرمافزاری هستند که در اختیارشان نیست. بنابراین، نقش افراد محتاج و جویای کار را ایفا میکنند، اما نمیدانند کجا باید کار پیدا کنند.
اعتقادی به ورود دولت ندارم
اگر به رسالت تئاتر توجه کنیم، باید انسانساز باشد. قرار است چیزی از روی صحنه به تماشاگر منتقل شود، اما برعکس، از آن سوی صحنه به صحنه منتقل میشود. زیرا آن کسی که روی صحنه کار میکند، غم نان دارد. همین وضعیت به وجود میآید که مشاهده میشود و به ابتذال کشیده میشود.
من اعتقادی به ورود دولت، حتی برای سرمایهگذاری، در این زمینه ندارم. در حد ساخت سالن و سختافزار، البته باید وظایفی را انجام دهد، اما آن حداقل ماجرا است. بودجه ناچیز و ناتوان دولت قادر به فرهنگسازی نیست. درست است که فرهنگ از دل جامعه و فرهیختگان بیرون میآید و در خون و رگ انسانها جاری میشود، اما فرهنگ به خودی خود به وجود نمیآید. برای فرهنگسازی، بودجه دولت باید به جیب مردم وصل شود. آنها هستند که بخشی از سبد کالاهای روزانهشان را هنر تشکیل میدهد؛ یا تابلو میخرد و در خانه نصب میکند یا فرش خریداری میکند. این انتقال فرهنگ از طریق هنر، در قالب فرش، تئاتر، سینما یا معماری رها شده و وجود خارجی ندارد. هیچ کنترلی بر آن نیست. نتیجه این است که احساس میشود نمایشهای در حال اجرا، یک جریان طبیعی هستند یا یک انقطاع فرهنگی رخ داده است. یعنی فکر میشود با توجه به شرایط اجتماعی، این پدیده نیز باید وجود داشته باشد. ما در برخی موارد نارسایی داشتیم، در برخی موارد مدیریت درستی نکردیم و به عناوین مختلف کمکاری کردیم. به هر حال، کار نکردیم و نتیجه آن، وضعیتی است که در آن به سر میبریم.
مخاطب تئاتر را هدایت میکند
مخاطب در طول هفته فشار روانی زیادی تحمل کرده و وقتی به تئاتر میآید، میگوید یک میلیون تومان پول داده و روی صندلی نشسته است و من باید چه کار کنم؟ این با تعریف و چهارچوب حتی همان تئاتر آزادی که در سال ۹۳ وجود داشت، در تضاد است.
در لالهزار قدیم، اسماعیل مهرتاش موسیقی تدریس میکرد؛ همان کسی که استاد آقای شجریان بود. خودِ لالهزار یک دانشکده بود. افراد آموزش میدیدند، با فرهنگ آشنا میشدند و سپس روی صحنه میرفتند. امروز نمونههایی وجود دارد که مثلاً آبدارچی گروه برای صرفهجویی در هزینهها روی صحنه میرود. من قصد توهین ندارم. یک آبدارچی در جایگاه خودش محترم است، اما صحنه نیز حرمت خودش را دارد.

مدیریت تجاری تئاتر
مدیریت تئاتر اکنون در دستان کسانی است که پیشتر فروشنده موبایل بودهاند و اکنون وارد حوزه تئاتر شدهاند. سالنهای خصوصی یک خواسته دارند و آن این است که صرفاً سالن پر شود. سالن معمولاً با فرهیختگی پر نمیشود.
شرایط خاص مخاطبان
مخاطبان ما اکنون شرایط بدی دارند و میخواهند از نظر ذهنی خود را تخلیه کنند. این نمایشها نیز چنین خدماتی را به آنها ارائه میدهند. حالا شما بگویید که اصلاً تئاتر نیست، حتی آتراکسیون هم نیست. منتقدی نوشته بود که این پدیده خودبهخود از بین میرود؛ یعنی این پدیده به اندازهای تکرار میشود که خودش را از بین میبرد.
دولت باید کارهایی در این حوزه انجام دهد که نمیکند. بخش خصوصی نیز به دلیل عدم وجود ارزش افزوده، بسیاری از کارها را انجام نمیدهد. فردی باید بسیار علاقهمند باشد تا برای تئاتر کاری انجام دهد. اگر برخی چیزها در اختیار بخش خصوصی قرار گیرد تا بتواند راحت سرمایهگذاری کند؛ مثلاً زمین در اختیار بخش خصوصی گذاشته و امکانات فراهم شود، فکر میکنم کمککننده خواهد بود. باید سالنها و مدیریت سالنی وجود داشته باشد که کمی فرهنگی به ماجرا نگاه کند. باید کسانی بیایند که دلسوز باشند و سرمایهگذاری کنند؛ هم خودشان کار کنند و هم دیگران را به کار دعوت کنند.
تئاترهای آزاد همیشه رونق ندارند
همه تئاترهای آزاد نمیتوانند هر شب اجرا داشته باشند. هفتهای دو یا سه شب اجرا میکنند یا فقط پنجشنبه و جمعه کار میکنند. در حالی که در زمانی که مرحوم منوچهر نوذری کار میکرد و من نیز در خدمت او بودم، تا پنج سئانس اجرا میرفتیم بدون اینکه حتی یک کلمه نامناسب گفته شود یا حرکت ناشایستی رخ دهد. اما امروز این اتفاقات میافتد و علت آن این است که اهل فرهنگ کم شدهاند. آنهایی که کاری در این زمینه دارند، کسانی هستند که هیچچیز از نمایش، جامعهشناسی، روانشناسی، تاریخ و هنر نمیدانند. خداوند استعدادی به آنها داده و همین را میفروشند. تقصیری نیز ندارند، زیرا آموزش ندیدهاند.



