آیا اجلاس تهران، شکست دیپلماسی غرب بود؟

آیا سه کشور ترکیه، پاکستان و عربستان در راستای تأمین امنیت منطقه که پیشنیاز آن، خروج آمریکا از منطقه است، از آمریکا و رژیم صهیونیستی رویگردان شده و به ایران پیوستهاند؟! در صورت پاسخ منفی به این پرسش که هیچ نشانهای از آن دیده نمیشود، اهداف واقعی این کشورها از مشارکت در اجلاس تهران چیست؟!
به گزارش قاب فردا به نقل از همشهری آنلاین، حسین شریعتمداری مدیرمسئول کیهان در یادداشتی با عنوان «اجلاس تهران آب یا سراب؟!» نوشت:
۱- مقامات عالیرتبه سه کشور عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان به ایران سفر کرده و قرار است در یک اجلاس مشترک با دبیر شورای عالی امنیت ملی کشورمان شرکت کنند. برادر عزیزمان آقای دکتر علی باقری، معاون محترم دبیر شورای عالی امنیت ملی، در خصوص دلایل تشکیل این نشست بیان داشتند: «این سفر دو هدف اصلی را دنبال میکند؛ هدف نخست، تبریک به سردار سرلشکر رضایی به مناسبه تصدی این مسئولیت مهم است و هدف دوم، گفتوگو با دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران درباره مسائل امنیت منطقهای». آقای باقری با اشاره به الگوی موفقیتآمیز ایران در تأمین امنیت ملی و مقاومت ملت ایران و نیروهای مسلح در برابر تجاوزات آمریکا و رژیم صهیونیستی و شکست آنها در دستیابی به اهدافشان، افزودند: «نشست تهران، گامی در مسیر شکلگیری امنیت بومی منطقهای است» و تأکید کردند که: «این نشست چهارجانبه در تهران میتواند گامی مؤثر و مهم در فرایند شکلگیری امنیت بومی منطقهای باشد».
۲- توضیحات آقای دکتر باقری درباره این نشست و ضرورت برپایی آن تا آنجا که به «مسئله» و تبیین نظرات مربوط به آن اشاره دارد، اقدامی ضروری به نظر میرسد. اما، هنگامی که بحث از گذار از تئوری به عمل و اقدام میدانی مطرح میشود، چندین پرسش مطرح میشود که با مسئله و آنچه معاون محترم دبیر شورای عالی امنیت ملی در خصوص نشست تهران و اهدافش توضیح دادهاند، نه تنها متفاوت، که متناقض به نظر میرسند. توجه فرمایید!
۳- سخن از مقابله با حضور آمریکا به بهانه تأمین امنیت است(!) و تأکید بر این خواسته که سه کشور مذکور در هماهنگی و اقدام مشترک با ایران، امنیت منطقه را در اختیار گرفته و با «هرگونه دخالت و نفوذ بیگانگان، بهویژه رژیم آمریکا، و همچنین نقشآفرینی رژیم صهیونیستی در هر سطحی در منطقه که مخل امنیت و ثبات منطقه است» مقابله کنند! این خواسته، علیرغم آنکه ظاهراً شایسته و ضروری است، اولاً؛ با هویت سه کشور عربستان و پاکستان و ترکیه ناهمخوان است، زیرا این سه کشور روابط نزدیکی با آمریکا و رژیم صهیونیستی دارند و بارها نشان دادهاند که بدون کسب اجازه از آمریکا و هماهنگی با رژیم صهیونیستی، قدمی برنمیدارند. دولت عربستان سعودی یکی از شرکای آمریکا در جنگهای ۱۲ روزه و رمضان علیه ایران اسلامی بوده است. ترکیه عضو ناتو است و ناتو در حملات نظامی اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه کشورمان بیطرف نبوده است. پاکستان به دستور آمریکا، مرزهای زمینی خود را به روی ایران بسته بود و….
اکنون پرسش این است که آیا سه کشور مذکور به آمریکا و رژیم صهیونیستی پشت کردهاند و برای تأمین امنیت منطقه که پیشنیاز قطعی آن، خروج آمریکا از منطقه است، به ایران پیوستهاند؟! اگر پاسخ این پرسش منفی است که هیچ نشانهای از آن دیده نمیشود، هدف واقعی آنها از حضور در نشست تهران چیست؟!
۴- دو ماه پیش، سه کشور عربستان، ترکیه و پاکستان با حضور مقامات ارشد خود در عربستان، پیمان نظامی موسوم به «پیمان مکه» را منعقد کردند. یکی از اصلیترین اهداف اعلامشده پیمان مکه، دفاع از عربستان در مقابل تهدیدهای خارجی است. پرسش دوم این است که عربستان با کدام تهدید خارجی روبروست؟! آمریکا و اسرائیل که با دولت عربستان همسو و بهاصطلاح، خاله و خواهرزادهاند! تنها درگیری دولت عربستان سعودی با انقلابیون یمن است و دو کشور ترکیه و پاکستان در پیمان مکه متعهد شده بودند که از عربستان در مقابل انقلابیون یمن حمایت نظامی کنند(!) -البته عربستان را دوشیدند و کاری نکردند- که نتوانستند و بماند. اما، محور اصلی ماجرا این است که انقلابیون یمن، همپیمانان ایران اسلامی هستند.
به بیان دیگر و بر اساس اصل «وحدت ساحات» که مورد تأکید امام راحل، آیتالله شهید و رهبر معظم انقلاب بوده و هست، ایران اسلامی، حزبالله لبنان، انصارالله یمن، حشدالشعبی عراق و مقاومت فلسطین، یک «روح واحد» هستند که در چند کالبد تجسم یافتهاند. بنابراین، مقابله با نیروهای مقاومت مذکور و از جمله مقابله سه کشور مورد اشاره با انقلابیون یمن، مقابله و رویارویی با ایران اسلامی نیز هست. آیا چنین است؟! اگر چنین است که هست، عزیزان شورای عالی امنیت ملی باید به این پرسش پاسخ دهند که آیا عربستان از مقابله با مردم مظلوم یمن دست کشیده است؟! پاسخ این پرسش منفی است، بنابراین پرسش بعدی آن است که نشست تهران برای این تلقی که [خداینخواسته] در مقابل دشمنان تابلودار مقاومت یمن به این جنبش الهی کمتوجهی کرده است(!) چه پاسخی خواهد داشت؟! جمهوری اسلامی ایران در دفاع از مقاومت یمن کمترین تردیدی به خود راه نمیدهد، اما از کجا معلوم که یکی از اهداف سه کشور مذکور از حضور در اجلاس تهران، القای کمتوجهی ایران به انقلابیون یمن باشد؟! اگرچه این رخداد هرگز امکان وقوع نداشته و نخواهد داشت.
۵- و در این خصوص اگرچه گفتنیهای دیگری نیز هست که شنیدنی است، اما کوتاه سخن، به این نکته پایانی بسنده میکنیم که حضور سه کشور عربستان و ترکیه و پاکستان در تهران، ناشی از اقتدار برجسته جمهوری اسلامی ایران و شکست سختی است که به آمریکا و رژیم صهیونیستی تحمیل کرده است. و اما، چرا؟! با اطمینان میتوان گفت که بستن تنگه هرمز، عرصه را برای آمریکا و متحدان غربی و عبری و عربی آن تنگ کرده است و فشاری که از این طریق بر گلوگاه اقتصادی آنها وارد آمده، آمریکا و همپیمانانش را به خفگی نزدیک کرده است. تا آنجا که به نوشته «فارن افرز»، جغرافیا و مقاومت ایران نهفقط ماشین جنگی آمریکا را زمینگیر کرده است، بلکه آمریکا و متحدانش را با فشار اقتصادی فلجکنندهای نیز مواجه ساخته است و به نوشته نیویورک تایمز، نیمی از مردم آمریکا به دلیل پیامدهای ناشی از این جنگ آنقدر فقیر شدهاند که توان خرید مایحتاج ضروری زندگی خود را هم ندارند و…
این روزها شاهد تظاهرات مردم در آمریکا و شورشهای گسترده در برخی از کشورهای اروپایی هستیم که جنگ ترامپ را احمقانه میدانند و آثار ویرانگر آن را بر زندگی و معیشت خود محکوم میکنند. حضور سه کشور عربستان، ترکیه و پاکستان در نشست تهران را باید از این منظر به ارزیابی نشست، آمدهاند تا القای این توهم که ماجرای جنگ به تفاهم نزدیک شده است، راه تنفسی(هرچند گذرا) برای آمریکا و متحدانش بگشایند. همینجا باید از قول خواجه شیراز خطاب به عزیزانمان در شورای عالی امنیت ملی گفت:
دور است سرِ آب از این بادیه، هشدار
تا غول بیابان نفریبد به سرابت



